تبليغاتX
هیأت صاحب الزمان(عج)کلایه ایهای مقیم کرج
هیئت صاحب الزمان (عچ)کلایه ایهای مقیم کرج

 دكتر ويناي گويال”

در هنگام اپيدمي جهاني يك بيماري، امكان عدم تماس با عامل آن بيماري تقريباً غيرممكن است در حاليكه امكان پيشگيري از ابتلاء به آن وجود دارد.

هنگامي كه هنوز سالم هستيد و بدن شما علائمي از ابتلاء به آنفولانزاي نوع A را نشان نمي‌دهد، رعايت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بيماري و يا توسعه آن جلوگيري مي‌نمايد.

تنها راه ورود ويروس آنفولانزاي نوع A از طريق دهان يا بيني مي‌باشد. براي پيشگيري از بيماري كافيست نكات زير را رعايت نمائيد:

1)  دستهاي خود را چندين بار در روز بشوئيد.

2) هيچيك از اجزاء صورت خود را لمس نكنيد و در مقابل اين وسوسه مقاومت نمائيد. (مگر براي خوردن، نوشيدن، شستشو و ساير امور ضروري)

3) دوبار در روز با آب نمك ولرم قرقره نمائيد (مي‌توانيد از محلول ليسترين نيز استفاده نمائيد.) ويروس آنفولانزاي نوع A از هنگام ورود از طريق دهان يا بيني به مدت 2 الي 3 روز در گلو باقي‌مانده و همانجا تكثير مي‌شود. با قرقره محلولهاي ضد‌عفوني كننده مانند آب نمك يا ليسترين مي‌توانيد از تكثير ويروس و ابتلاء به بيماري جلوگيري نمائيد. اين توصيه ساده را بي‌اهميت تلقي ننمائيد.

4)   همانند بند 3، بيني خود را نيز حداقل يك بار در روز با آب نمك شستشو نمائيد. اين موضوع ممكن است براي برخي افراد كمي مشكل بنظر برسد اما با كمي تمرين موفق خواهيد شد.

5) مصونيت خود را از طريق مصرف غذاها و ميوه‌هاي حاوي ويتامين C افزايش دهيد. چنانچه ناچار از مصرف قرصهاي ويتامين C مي‌باشيد، از وجود روي (Zinc) در آنها اطمينان حاصل نمائيد.

6)هرچه مي‌توانيد مايعات گرم مانند چاي،‌قهوه و .... بنوشيد. اثر نوشيدن مايعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمك اما بصورت معكوس مي‌باشد. با قرقره نمودن، ويروس را از بدن خارج مي‌نمائيم و با نوشيدن مايعات گرم، ويروس را به داخل معده انتقال مي‌دهيم كه در آنجا امكان تكثير ندارد.

پيشنهاد مي‌كنم اين دستورالعملها را براي سايرين ليست نمائيد. شما نمي‌دانيد چه اشخاصي ممكن است با توجه به آن زنده بمانند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 8:48  توسط حیدر کریمی | 

صلاي ولايت

از آن زمان كه تو در نيشابور، سر از كجاوه برون آوردي و به كرشمه‌اي، آتش شوق بر جگر سوخته خلايق عاشق زدي و صلاي توحيد سر دادي و آن را مأمن و پناهگاه محكم و خدشه ‌ناپذير خواندي، راز ورود به اين قلعه را فاش كردي كه تويي.

از آن زمان، ما خورشيد ولايت تو را در سرزمين قلب‌هاي خويش هميشه در كار طلوع يافتيم و حيات را بي حضور تو در سرزمين خويش ناممكن فهميديم.

عشق ما به اين خاك، تنها از اين روست كه تو در آن آرميده‌اي و پيوند ناگسستني دل ما به اين فضاي ملكوتي از اين جهت، كه تو در آن تنفس مي‌كني و رايحه شوق‌آفرين تو در آن مي‌پيچد.

چه كسي مي‌گويد كه ما بي ‌حضور تو توان برخاستن داشتيم؟

چه كسي مي‌گويد كه ما بي‌ استشمام بوي تو، راه به حقيقت مي‌برديم؟

چه كسي مي‌گويد كه ما جز در پرتو تابناك تو، جستن خداوند را مي‌توانستيم؟

ما هنوز«الله‌اكبر»هاي تو را با سر و پاي برهنه در نماز شورآفرين عيد، از ياد نبرده‌ايم. همان طنين گرم ناله‌هاي غريبانه و مظلومانه توست كه ما پابرهنگان و مظلومان در اين جهان بزرگ را توان ايستادني چنين بخشيده است.

ما از تو آموخته‌ايم كه هر جا دشمن، لباس فريب بر تن كرد، جامه خدعه پوشيد، نقاب نيرنگ بر چهره آويخت، بر پشتي مكر تكيه زد و به تخت حيله نشست، با نواي اعجازآفرين «الله‌اكبر»، لباس فريب را بر تنش بدريم، جامه خدعه را بر اندامش پاره كنيم، نقاب نيرنگ را بر چهره‌اش بشكنيم، پشت و رويش را هويدا كنيم، از تخت حيله‌اش به زير افكنيم، به رسوايي‌اش بكشانيم و به عزايش بنشانيم.


زخم كهنه

« السلام‌عليك يا علي‌ بن ‌موسي‌‌الرضا... اشهد انك قد اقمت الصلوة  و...»

اين چه ظلمي است كه بر تو رفته است و دشمن با تو چه كرده است كه ما از وراي صدها سال، وقتي در كنار ضريح عشق‌ آفرينت زانو مي‌زنيم، بايد شهادت دهيم كه تو اقامه نماز كردي و ايتاي زكات!

بايد شهادت دهيم كه تو آمر به معروف و ناهي از منكر بودي.

اين چه شهادتي است كه مظلوميت تو در آن موج مي‌زند!

مگر نه تو خود نماز مجسم بودي؟

مگر نه نماز در دست‌هاي تو قامت مي‌بست؟

مگر نه قيام و قعود جهان، چشم و گوش به مكبر مژگان تو دوخته بود؟

مگر نه سجود، تموج دل دريايي تو بود؟

مگر نه معروف، رضاي تو بود و منكر، خشم و غضب تو؟

مگر نه شما جايي ميان خالق و مخلوق بوديد و واسطه فيض؟

«نزلونا عن الربوبيه و قولوا فينا ما شئتم» مگر كلام شما نبود؟

پس چيست راز اينگونه سلام گفتن بر تو؟ راز شهادت به اقامه نماز تو و ايتاي زكات تو؟ راز شهادت به عبادت تو، تا رسيدن به سرمنزل يقين؟

توان برگرفتن اين مُهر، توان گشودن اين راز در درست‌هاي ما نيست.

اما پيداست هم كه اين راز، تنها راز تو نيست؛ راز پدران توست و راز فرزندان تو.

سرچشمه اين راز زلال، در محراب مظلوميت علي است (عليه‌السلام)؛ آنجا كه شهادتش در محراب، مردم مرعوب و گنگ را به تعجب وامي‌دارد كه مگر علي نماز مي‌خواند؟

و اين راز از جنس همان رازي است كه با جگر سوخته امام حسن (ع) به طشت مي‌ريزد، اما هيچ دلي نمي‌لرزد و هيچ اشكي نمي‌ريزد.

و اين راز از سنخ همان رازي است كه وقتي عشق رسول‌الله (ص) بر سرنيزه‌ها، خارجي معرفي مي‌شود، هجوم بي‌رحمانه سنگ از بام‌هاي جهالت و كنگره‌هاي قساوت، بر هويت خورشيد تكرار مي‌گردد.

و اين همان رازي است كه در گريه‌هاي سجاد(ع) موج مي‌زند.

و اين همان رازي است كه امام باقرِ(ع) جوان را بي هيچ دغدغه واكنشي، از ميان مردم مي‌ربايد.

و اين همان رازي است كه همه عمر صادق آل محمد را به محو گذشته‌هاي محرف و غبارآلوده صرف مي‌كند.

و اين همان رازي است كه بر جنازه ستم ‌كشيده امام صابر(ع)- امام کاظم-  فرياد مي‌كند: «هذا امام الرفضه». دشمن چه كرده است با شما آل‌الله؟ چه تصويري از شما در ذهن عالميان كشيده است كه ما شيعيان هم از وراي صدها سال، بايد به نماز خواندن و زكات دادن شما گواهي دهيم؟

اين است كه در زمان ولادت تو هم كه ولادت عشق است و تجلي اسماي حسناي خداوند بر زمين، اشك چشمهايمان خشك نمي‌شود و سنگيني غم جانمان كاستي نمي‌پذيرد.

خدا ظهور قائمتان را نزديك فرمايد تا اين زخم كهنه چند ساله را مرهم و درماني جانانه باشد.

آمين.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:56  توسط حیدر کریمی | 

می خواهم آرامش را به زندگیم برگردانم

 اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید كه افكار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن دیگران باعث آرامش می‌شود.

هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد. وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید.

جامعه ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی می‌افزایند. از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ترافیك، ‌شلوغی‌ها و انبوهی از كارهای الزام‌آور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها افزایش استرس و سلب آرامش انسانها را موجب می شود.

محققان و روانشناسان در سالهای اخیر تلاش كرده‌اند به شیوه‌های مختلف كه متداول‌ ترین آنها انتشار اخبار، مقالات و توصیه‌های بهداشتی است به مردم در حفظ آرامش در میان این همهمه و آشفتگی یاری برسانند. به اعتقاد آنها دسترسی و مطالعه این منابع هرازگاهی می‌تواند ما را به یاد نیاز اصلی مان به آرامش بیاندازد و حتی دقایقی از این زندگی پرمشغله جدا سازد. در این رابطه "استیو موریل" كارشناس و نویسنده مقاله ای در روزنامه "دیلی مدیتیشن و دیلی لایف" روش‌هایی را برای كسب آرامش در زندگی عنوان كرده كه به شرح زیر آنها را ذكر می كنیم :

حداقل روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی‌توان سكوت كرد. بلكه باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یك ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید.

هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد.

وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید.

افراد آرام به خود می‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی‌توان كرد، آنگاه از تفكر به آینده و ادامه زندگی لذت می‌برند.

آرامش را از كودكان بیاموزید. آنها در همان لحظه‌ای هستند كه زندگی می‌كنند و لذت می‌برند.

اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید كه افكار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن دیگران باعث آرامش می‌شود.

هر چه اكسیژن بیشتری به شما برسد آرام‌تر خواهید شد. بنابراین خوب است كه در محل كار یا خانه خود گیاهانی را نگهداری كنید.

سعی كنید از چیزی كه هستید راضی باشید در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌كنید.

با حركات آرام و صحبت كردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل كنید.

با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.

مهم نیست كه با شما مودبانه برخورد شود یا نه بلكه برخورد محترمانه شما باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.

سرعت حركت شما با احساستان رابطه مستقیمی دارد. آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام كنید. طولی نمی‌كشد كه آرام خواهید شد.

گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.

لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید. سپس بیشتر وقت آنها را به یاد آورید و درباره ‌شان فكر كنید و لذت ببرید.

آهسته غذا خوردن و جویدن باعث تجدید توان فكری و احساس آرامش خواهد شد.

هرچند وقت یكبار ساعت خود را باز كنید تا خود را از فشار زمان نجات دهید. همچنین درآوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.

برای تاثیر بیشتر و رسیدن به آرامش در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.

تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید. اینكار به خودی خود ضربان قلب و تنفس را آرام می‌كند.

احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.

یكی از مهم ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسایل كوچك است. دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.

شاد كردن دیگران، ‌موجب آرامش می‌شود. نمی‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه بدهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست.

اگر می‌دانستید كه: "سیگار كشیدن + ورزش نكردن‌ = استرس، اضطراب و حذف آرامش"، هرگز سیگار نمی‌كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی‌انداختید.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 12:56  توسط حیدر کریمی | 

اعمال مشترك هر شب و روز ماه رمضان، بسيار است از جمله:

1ـ «سيّد بن طاووس» از امام صادق و امام كاظم(عليهما السلام) روايت كرده است كه فرمودند: از اوّل ماه تا آخر ماه مبارك - بعد از هر فريضه - اين دعا را مى خوانى:
اَللّـهُمَّ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ، فى عامى هذا وَفى كُلِّ عام، ما
خدايا روزيم گردان حج خانه كعبه را دراين سال و در هر سال تا
اَبْقَيْتَنى فى يُسْر مِنْكَ وَعافِيَة وَسَعَةِ رِزْق، وَلا تُخْلِنى مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ
زنده هستم در آسايش و تندرستى از جانب تو و وسعت روزى و دورم مكن از اين اماكن
الْكَريمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ، وَزِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ،
گرامى و مشاهد شريفه و زيارت قبر پيامبرت كه درود تو بر او و آلش باد
وَفى جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْيا وَالأخِرَةِ فَكُنْ لى، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيـما
در همه حاجتهاى دنيا و آخرتم پشتيبان من باش خدايا از تو خواهم در آنچه
تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ
بنا هست درباره اش حكم فرمايى و مقدّر كنى در آن فرمان حتمى و مسلّم در شب قدر از آن تقديرى كه برگشت ندارد
وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ،
و تغيير نپذيرد كه مرا از حاجيان خانه محترم كعبه ات ثبت فرمايى آن حاجيانى كه حجشان درست
اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ
و سعيشان مورد تقدير و سپاس است و گناهانشان آمرزيده و كارهاى بدشان بخشيده شده است و قرار ده
فيـما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ رِزْقى، وَتُؤدِّىَ عَنّى
در همان قضا و تقديراتت كه عمر مرا طولانى گردانى و روزيم را فراخ كنى و امانت و قرضم را
اَمانَتى وَدَيْنى، آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
اداء فرمائى، اجابت فرما اى پروردگار جهانيان.
و همچنين بعد از هر نماز فريضه اى مى گويى:
يا عَلِىُّ يا عَظيمُ، يا غَفُورُ يا رَحيمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ، اَلَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ
اى والا اى بزرگ اى آمرزنده اى مهربان تويى پروردگار بزرگى كه نيست مانند او
شَىْءٌ، وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهُ، وَشَرَّفْتَهُ
چيزى و او شنوا و بيناست و اين ماهى است كه آنرا بزرگ و گرامى داشته و او را شرافت
وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَىَّ، وَهُوَ شَهْرُ
و برترى داده اى بر ماههاى ديگر و اين ماهى است كه روزه آن را بر من واجب كرده و اين ماه
رَمَضانَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، هُدًى لِلنّاسِ وَبَيِّنات مِنَ الْهُدى
رمضان است همان ماهى كه قرآن را در آن فرو فرستادى آن قرآنى كه راهنماى مردم و نشانه هاى روشنى از هدايت
وَالْفُرْقانِ، وَجَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر، فَيا ذَا
و جدا ساختن (ميان حق و باطل) است و قراردادى در اين ماه شب قدر را و آن را بهتر از هزار ماه كردى پس اى
الْمَنِّ وَلا يُمَنُّ عَلَيْكَ، مُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ، فيمَنْ تَمُنُّ عَلَيْهِ،
منّت دارى كه كسى بر تو منّت ندارد منّت نه بر من به آزاد ساختنم از آتش در ميان آنان كه بر آنها منّت نهى
وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.(1)
و داخل بهشتم گردان برحمتت اى مهربانترين مهربانان.


2ـ «شيخ كفعمى» در «مصباح» و «بلدالامين» از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود: هر كس اين دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجب بخواند، خداى متعال گناهان او را بيامرزد:
اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، اَللّهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقير، اَللّـهُمَّ اَشْبِـعْ
خدايا بفرست بر خفتگان در گور نشاط و سرور خدايا دارا كن هر ندارى را خدايا سير كن
كُلَّ جائِـع، اَللّـهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيان، اَللّـهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدين، اَللّـهُمَّ
هر گرسنه اى را خدايا بپوشان هر برهنه را خدايا ادا كن قرض هر قرضدارى را خدايا
فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوب، اَللّـهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَريب، اَللّـهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسير،
بگشا اندوه هر غمزده را خدايا به وطن بازگردان هر دور از وطنى را خدايا آزاد كن هر اسيرى را
اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِد مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمينَ، اَللّـهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريض،
خدايا اصلاح كن هر فسادى را از كار مسلمين خدايا درمان كن هر بيمارى را
اَللّـهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ، اَللّـهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ، اَللّـهُمَّ
خدايا ببند رخنه فقر ما را به وسيله دارايى خود خدايا بدى حال ما را بخوبى حال خودت مبدل كن خدايا
اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ، وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ.(2)
ادا كن از ما قرض و بدهيمان را و بى نيازمان كن از ندارى كه راستى تو بر هر چيز توانايى.


3ـ مرحوم «شيخ كلينى» در «كافى» از ابوبصير روايت كرده كه امام صادق(عليه السلام) در ماه رمضان اين دعا را مى خواند:
اَللّـهُمَّ اِنّى بِكَ أَتَوَسَّلُ وَمِنْكَ اَطْلُبُ حاجَتى، مَنْ طَلَبَ حاجَةً اِلىَ
خدايا من به تو متوسّل مى شوم و از شخص تو مى جويم حاجتم را و هر كه حاجت خويش از
النّاسِ فَاِنّى لا اَطْلُبُ حاجَتى اِلاَّ مِنْكَ، وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ، وَاَسْئَلُكَ
مردم مى جويد ولى من نجويم حاجتم را جزاز تو تنها كه شريكى ندارى و از تو خواهم
بِفَضْلِكَ وَرِضْوانِكَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيْتِهِ، وَاَنْ تَجْعَلَ لى فى
به حق فضل و خشنوديت كه درود فرستى بر محمّد و خاندان او و اين كه در اين
عامى هذا اِلى بَيْتِكَ الْحَرامِ سَبيلاً، حَجَّةً مَبْرُورَةً، مُتَقَبَّلَةً زاكِيَةً خالِصَةً
سال براى رسيدن من به خانه محترمت كعبه راهى قرار دهى كه حجى صحيح و پذيرفته و پاكيزه و خالص
لَكَ، تَقِرُّ بِها عَيْنى، وَتَرْفَعُ بِها دَرَجَتى، وَتَرْزُقُنى اَنْ اَغُضَّ بَصَرى، وَاَنْ
براى تو انجام دهم آن چنانكه ديده ام بدان روشن شود و درجه ام بدان بالا رود و روزيم كن كه ديده ام را بپوشانم و
اَحْفَظَ فَرْجى، وَاَنْ اَكُفَّ بِها عَنْ جَميـعِ مَحارِمِكَ، حَتّى لايَكُونَ شَىْءٌ
عورتم را (از گناه) نگهدارم و خود را از همه كارهاى حرام تو باز دارم تا بدان حد كه هيچ چيزى
آثَرَ عِنْدى مِنْ طاعَتِكَ وَخَشْيَتِكَ، وَالْعَمَلِ بِما اَحْبَبْتَ، وَالتَّرْكِ لِما
در پيش من محبوبتر از اطاعت و ترس از تو و انجام آنچه دوست دارى و نكردن آنچه را
كَرِهْتَ وَنَهَيْتَ عَنْهُ، وَاجْعَلْ ذلِكَ فى يُسْر وَيَسار وَعافِيَة، وَ اَوْزِعْنى
ناخوش دارى و آن را قدغن كرده اى نباشد و قرار ده همه اينها را در گشايش و آسودگى و تندرستى با هر چه
شُكْرَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ، وَاَسْئَلُكَ اَنْ تَجْعَلَ وَفاتى قَتْلاً فى سَبيلِكَ تَحْتَ
نعمت كه به من داده اى و از تو خواهم كه مرگ مرا كشته شدن در راهت قرار دهى كه در زير
رايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ اَوْلِيآئِكَ، وَاَسْئَلُكَ اَنْ تَقْتُلَ بى اَعْدآئَكَ وَاَعْدآءَ رَسُولِكَ،
پرچم پيغمبرت با دوستانت كشته شوم و از تو خواهم كه دشمنان خود و دشمنان پيامبرت را بدست من بكشى
وَاَسْئَلُكَ اَنْ تُكْرِمَنى بِهَوانِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ، وَلا تُهِنّى بِكَرامَةِ اَحَد
و از تو خواهم كه مرا گرامى دارى بخوار كردن هر يك از خلق خود كه خواهى ولى خوارم نكنى به گرامى داشتن هيچ يك
مِنْ اَوْلِيآئِكَ، اَللّـهُمَّ اجْعَلْ لى مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً، حَسْبِىَ اللهُ ما شآءَ اللهُ.(3)
از دوستانت خدايا قرار ده براى من با پيامبرت راهى خدا مرا بس است و آنچه خواهد شود.
«سيّد بن طاووس» در «اقبال» از ابوبصير روايت كرده است كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: در شب هاى ماه رمضان بعد از نماز مغرب، با اين دعا، براى توفيق زيارت خانه خدا دعا كن.(4)
و «كفعمى» در «بلدالامين» گفته است كه: مستحبّ است اين دعا را در شب اوّل ماه رمضان و هر روز از اين ماه بخواند.(5)

4ـ بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان تلاوت قرآن است; زيرا قرآن در ماه مبارك رمضان نازل شده است و در حديث آمده است كه: هر چيزى را بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است و در ماههاى ديگر، هر ماهى يك بار ختم قرآن سنّت است و اقلّ آن هر شش روز است; ولى در ماه رمضان، هر سه روز يك ختم قرآن سنّت است و اگر بتواند روزى يك قرآن ختم كند، خوب است.(6)
شكّى نيست كسانى كه با مفاهيم و محتواى قرآن آشنايى ندارند سزاوار است در محتواى آيات دقت بيشترى كنند و در مكتب قرآن درس فرا گيرند، هر چند مقدار كمترى بخوانند همان گونه كه تشكيل جلسات تفسير براى فهم هدايت هاى قرآن در اين باره بسيار مناسب است.
«علاّمه مجلسى» مى فرمايد: اگر ثواب هر ختم قرآنى به روح مقدّس پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) و يا يكى از ائمه هدى(عليهم السلام) (و يا به محضر حضرت ولى عصر(عليه السلام)) هديه شود ثوابش بيشتر مى شود.(7) و از روايتى برمى آيد كه پاداش چنين كسى آن است كه در روز قيامت در سايه آن بزرگواران باشد.(8)

5ـ بايد دعا و ذكر صلوات و استغفار از گناهان در اين ماه بسيار نمود. و كلمه طيّبه لا إلهَ اِلاَّ الله را فراوان گفت.(9) در روايتى مى خوانيم: وقتى ماه مبارك رمضان داخل مى شد امام زين العابدين(عليه السلام) جز به دعا و تسبيح و استغفار و تكبير، سخن نمى گفت.(10)
همچنين بايد به عبادت و نافله هاى شب و روز در اين ماه اهمّيّت فراوان داد،(11) مخصوصاً كسانى كه در غير اين ماه موفّق به انجام نافله ها (مخصوصاً نافله شب) نيستند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:4  توسط حیدر کریمی | 
اگر قصد ازدواج داريد بخوانيد

 

جام جم - نعيمه دوستدار : سال 1988 بود كه انجمن بين‌المللي مشاوران ازدواج و خانواده، ملاك‌هاي تربيت مشاوران و درمانگران ازدواج و خانواده را تعيين كرد.
تاكيد بر مشاوره فردي ازدواج و سيستم‌هاي خانواده، تاكيد مفهومي ‌بر نظام‌هاي خارج از خانواده كه با خانواده در تعامل هستند، آموزش‌هاي باليني شامل كار عملي درمانگر با زوج‌ها و خانواده‌ها و ادغام روش‌هاي مشاوره فردي و رويكردهاي سيستمي‌ در كار با همسران و خانواده‌ها، مباني اين برنامه بود.
در ايران هم تربيت مشاوران، سابقه‌اي 30 ساله دارد، اما هنوز اين موضوع براي جوانان در آستانه ازدواج جا نيفتاده است. تاسيس و گسترش مراكز مشاوره، از مهم‌ترين گام‌ها و مسووليت‌هاي جامعه است تا از اين راه بشود به خانواده‌ها براي رشد سالم و مطلوب و پويايي و شكوفايي استعدادهاي همه اعضاي خانواده و پيشگيري از اختلافات و ناهنجاري‌هاي فردي و اجتماعي كمك كرد.
جوان‌ها بيشتر از آن‌كه ميل به ادامه زندگي زنا شويي داشته باشند، از هم جدا مي‌شوند و در دوره‌هاي مختلف زماني آمار 30 درصدي طلاق در مقابل آمار 3 درصدي ازدواج قرار مي‌گيرد. بررسي‌ها نشان داده بيشتر طلاق‌ها در سال‌هاي نخست زندگي مشترك اتفاق مي‌افتد. زن و شوهرها كم تجربه‌اند و راه و رسم كنار آمدن با همديگر را بلد نيستند. هر چيزي ممكن است باعث اختلاف‌شان شود و هر اختلافي هم كاسه صبرشان را لبريز مي‌كند و به فكر جدايي مي‌افتند. انگيزه‌هاي حفظ زندگي هم به دلايل مختلف در آنها كمرنگ است. معمولا بچه‌اي به دنيا نيامده و رشته‌هاي پيوند عاطفي‌شان سست است و در نتيجه، پيش از اين‌كه راه‌هاي ديگر را امتحان كنند به فكر خلاصي از موقعيت مي‌افتند. اين است كه طلاق با اين كه يك راه‌حل است، اما بخصوص در زندگي‌هاي تازه تشكيل شده راه‌حل مناسبي نيست و به نظر مي‌رسد نقطه‌هاي تاريكي در فرهنگ ازدواج رايج در ميان ما وجود دارد كه باعث مي‌شود ساختار خانواده و ازدواج دچار مشكل شود.

مهارتي كه نداريم
حقيقت اين است كه ازدواج يك مهارت است و جوان‌ها اين مهارت را ندارند. در واقع نمي‌شود انتظار داشت كسي بدون تجربه ازدواج اين مهارت را از پيش داشته باشد. در گذشته شايد مرسوم بود كه مردم مهارت زندگي مشترك را در طول زندگي ياد بگيرند و چون خود را موظف به حفظ زندگي مي‌دانستند به محض برخورد به مشكل رشته‌هاي پيوند را نمي‌گسستند، اما امروزه شرايطي حاكم است كه كمتر كسي به زندگي مشترك فرصت تجربه ساليان را مي‌دهد و بيشتر مردم ترجيح مي‌دهند اين مهارت‌ها را به نحوي كسب كنند كه هزينه عاطفي و اجتماعي كمتري برايشان داشته باشد؛ به همين علت در چند دهه اخير، مردم سنت نيك مشاوره را جدي‌تر گرفته‌اند و خلاف قديم كه منشا اين مشاوره‌ها مراجعه به آدم‌هاي غيرمتخصص بود كه تجربه‌هايشان را از راه آزمون و خطا به دست آورده بودند، حالا مشاوره‌ها تخصصي شده و همان طور كه مردم براي امور حقوقي و مالي و تحصيلي‌شان به افراد كاردان متخصص مراجعه مي‌كنند، مشاوره ازدواج هم به همت عده‌اي از متخصصان مسائل خانواده و روان‌شناس مرسوم شده و البته هنوز چندان كه بايد در جامعه ايراني جا نيفتاده است.
در جامعه ما، ازدواج بيشتر از آن‌كه عقلاني باشد، سنتي يا احساسي است. دختران و پسران اغلب يا بنا بر رسم جامعه و به عنوان بخشي از روند زندگي‌شان به ازدواج تن مي‌دهند يا بدون مطالعه و آگاهي كافي با تكيه بر احساسات و بدون دقت در ابعاد گوناگون اخلاقي، جسمي‌و رواني با يكديگر ازدواج مي‌كنند.
پس از تشكيل خانواده هم در صورت به وجود آمدن تعارض‌هاي زناشويي، به دليل بي‌اطلاعي و ندانم‌كاري، به اين مشكلات دامن مي‌زنند. در حقيقت زوج‌هاي جوان ما در مرحله آشنايي پيش از ازدواج، به جاي آن‌كه با تفكر، احساسات منطقي و شعور‌ تصميم بگيرند، با فكر و احساسات والدين‌شان تصميم مي‌گيرند، چون آموزش درستي در اين‌باره نديده‌اند. مراجعه به مشاور براحتي مي‌تواند آنچه را كه نياز دارند به آنها بياموزد.

كي براي مشاوره برويم؟
امروزه ارزش خدمات مشاوره ازدواج و خانواده درماني نه فقط در درمان كاركردهاي غلط و نامطلوب زن و شوهر كه در پيشگيري از بروز بسياري از نابساماني‌ها در زندگي زناشويي و حفظ و انتقال ويژگي‌هاي رفتاري مطلوب و شرايط و موقعيت‌هاي پويا و رشد دهنده در زندگي خانوادگي شناخته شده است و مراجعه به متخصصان مسائل خانواده به همه افراد توصيه مي‌شود و توجه به روند ازدواج نشان مي‌دهد كه هر يك از مراحل آن به مشاوره مخصوص آن مرحله نياز دارد. به همين دليل است كه محمدتقي قلندران، روان‌شناس و مشاور خانواده، مشاوره را قبل از ازدواج،‌ هنگام ازدواج و بعد از ازدواج ضروري مي‌داند: «هدف اصلي مشاوره پيش از ازدواج، كمك به افراد براي انتخاب زوج مناسب است. اين مرحله مهم‌ترين مرحله مشاوره ازدواج است، چون جنبه پيشگيري دارد و در صورتي كه دختران و پسران درست هدايت شوند، تامين بهداشت رواني خانواده تامين مي‌شود. مشاوره حين ازدواج هم براي تحكيم پايه‌هاي زندگي است. شناخت زوجين از يكديگر، به دست آوردن اطلاعات درباره روان‌شناسي زن و مرد، چگونگي رفتار صحيح آنها با يكديگر و جلوگيري از بروز اختلاف نظرها و عميق شدن آن، از هدف‌هاي اين مرحله مشاوره است. پس از ازدواج هم زن و شوهر مسائل فرهنگي، عقيدتي، اجتماعي و سنن مورد قبول همكديگر را در عمل تجربه مي‌كنند و ممكن است قادر به حل پاره‌اي از تعارضات و اختلافات نباشند، بنابراين مشاوره در اين مرحله براي راهنمايي آنها و پيشگيري از بروز اختلاف مفيد خواهد بود.»
در حقيقت ازدواج يك مهارت است و جوان‌ها اين مهارت را ندارند نميشود انتظار داشت كسي بدون تجربه ازدواج اين مهارت را از پيش داشته باشددرست است كه ديگر مثل قديم ازدواج در سن‌هاي پايين مرسوم نيست و افراد تا پيش از ازدواج تجربه‌هاي اجتماعي گوناگوني دارند، اما مسائل مربوط به ازدواج هنوز به شكل رسمي ‌و تدوين شده به دختران و پسران آموزش داده نمي‌شود و معمولا افراد تا زمان ازدواج تجربه‌اي درباره رفتار با همسر و حقوق و وظايف‌شان ندارند. براي اين‌كه مهارت‌هاي ضروري به دختران و پسران منتقل شود، چه زماني مناسب‌تر است؟ قلندران در اين‌باره مي‌گويد: «بهترين زمان مشاوره، زماني است كه حتي هنوز مورد خاصي براي ازدواج دختر يا پسر وجود ندارد. به اين دليل كه اول بايد معيارهاي درست انتخاب همسر به دختر يا پسر آموزش داده شود و پس از آن، انتخاب انجام شود.» با توجه به تغييراتي كه در جامعه ما به تبع همه جوامع دنيا در حال اتفاق افتادن است، دختران پسران نياز دارند تا درباره نحوه انتخاب همسر كه به مرور از شكل سنتي خارج شده و به عهده خود جوانان گذاشته شده، اطلاعات درستي به دست بياورند.
   
  

" در جامعه ما، ازدواج بيشتر از آن‌كه عقلاني باشد، سنتي يا احساسي است. ... "
 
 
    
در حال حاضر كم و بيش كساني پيدا مي‌شوند كه پيش از ازدواج به مراكز مشاوره مراجعه مي‌كنند و به گفته قلندران«مراجعه به مشاور پيش و پس از ازدواج افزايش يافته ولي كافي نيست. مراجعه‌ها بيشتر مربوط به قشر دانشجوست و هنوز فرهنگ‌سازي لازم در اين‌باره صورت نگرفته. فكر مي‌كنم رسانه‌ها مي‌توانند در اين‌باره فرهنگ‌سازي كنند، بويژه رسانه‌ها يا برنامه‌هايي كه مخاطب اصلي آنها رده سني نوجوان و جوان است. در ايران رده سني مراجعه‌كنندگان بين 22 تا 35سال است كه سن مناسبي نيست. سن مراجعه بايد 5سال كاهش پيدا كند. يعني با اولين برخوردها با جنس مخالف بايد از مشاور كمك بگيرند تا راه را به خطا نروند.»

چه كسي بايد براي مشاوره برود؟
همه به مشاوره نياز دارند و هيچ كس از مشورت كردن بي نياز نيست. حتي اگر كسي ادعا كند درباره خودش شناخت كافي دارد، اما ازدواج يك اتفاق دو طرفه است و بايد نسبت به طرف مقابل هم شناخت به دست آورد. در مراكز مشاوره به افراد كمك مي‌شود كه هم درباره خودشان شناخت به دست بياورند و هم درباره طرف مقابلشان تا به اين ترتيب راه‌هاي هماهنگ شدن با نيازهاي يكديگر را بياموزند و خود را براي مواجه شدن با شخصيت واقعي همديگر آماده كنند. قلندران درباره نوع مشاوره‌هاي قبل از ازدواج مي‌گويد: «آموزش‌ها به شيوه‌هاي گوناگوني ميسر است، مثلا آموزش از طريق تشكيل كلاس‌هاي رسمي ‌و غيررسمي، توزيع جزوه، تشكيل كلاس‌هاي پرسش و پاسخ و بحث‌هاي گروهي، طرح موارد مبتلا به اكثريت و... در جلسه‌هاي خصوصي، معمولا جلساتي به خودشناسي هر كدام از زوجين اختصاص داده مي‌شود و زمينه‌هاي فرهنگي خانوادگي و تفاوت‌هاي تربيتي و اخلاقي آنها مشخص مي‌شود. در ادامه اگر اين اختلاف‌ها جدي نباشند، آنها مي‌توانند وارد مراحل بعدي شوند و راه برخورد با اين تفاوت‌ها و مهارت‌هاي برخورد درست با همديگر را بياموزند.» البته در اين جلسه‌ها فقط روي نقاط تفاوت كار نمي‌شود، بلكه تلاش مي‌شود تا دختران و پسران راه‌هاي درست ابراز علاقه به يكديگر، روش برخورد با همديگر و با خانواده‌ها را مي‌آموزند. اشتباهات والدين خود را تكرار نكنند و بر عادات بدي كه در خانواده خود فراگرفته‌اند غلبه كنند. بعلاوه تلاش مي‌شود تا نقاط ضعف و قوت خود و طرف مقابلشان را بشناسند و در مقابل آن مسووليت بپذيرند. انتظارات واقع‌بينانه از زندگي زناشويي به دست بياورند و از انتظارات رويايي و غيرواقعي دست بردارند و در نهايت بدانند چه انتظاري از خود، از همسر و از ازدواج دارند. اين انتظارات بنيان ايمان و اعتقاد به زندگي را شكل مي‌دهد.

مردان اهل مشاوره نيستند
اين تصور به غلط در ميان ما وجود دارد كه مراجعه به مشاور را تا زمان برخورد به مشكل به تعويق مي‌اندازيم، در حالي كه در بسياري از كشورها، مبناي مراجعه زوج‌هاي جوان براي مراجعه پيش از ازدواج، بروز مشكل نيست، بلكه براي مشورت و كسب آگاهي به مشاور مراجعه مي‌كنند. در حقيقت اين كار آنقدر به تعويق مي‌افتد كه دامنه مشكل گسترده‌تر مي‌شود و اختلافات عميق مي‌شوند و گاه مشاوره هيچ دردي را دوا نمي‌كند. در حالي كه اگر مشورت براي شروع زندگي مشترك مبناي مراجعه به مشاور باشد، مي‌توان تقريبا به موفقيت در ازدواج مطمئن بود.
مشكل ديگري كه به جا نيفتادن فرهنگ مشاوره ازدواج دامن مي‌زند، همراهي نكردن مردان در اين زمينه است. بررسي پرونده‌هاي موجود در كلينيك‌هاي روان‌شناسي و مشاوره نشان داده است در مسائل مربوط به ازدواج يا اختلافات خانوادگي، زنان پيشقدم هستند. وقتي مشاور يا روان‌شناس از زنان مي‌خواهد جلسه آينده با همسرشان بيايند، با امتناع مرد، روند مشاوره متوقف مي‌‌ماند. اين در حالي است كه براي كارساز بودن مشاوره بايد هر دو طرف در جلسات حاضر شوند. زنان و دختران به خاطر حساسيت‌هايي كه از نظر عاطفي دارند، به حفظ و بقاي زندگي مشترك هم اهميت بيشتري مي‌دهند و ضرورت مشورت با متخصصان براي آنها بيشتر جا افتاده است، اما در مقابل مردان بيشتر به فكر ارتقاي شغلي و فردي شان هستند و از مشاوره استقبال نمي‌كنند. محمدتقي قلندران، مشاور خانواده مي‌گويد: «بسياري از مردها مراجعه به مشاور را دون شان خودشان مي‌دانند و فكر مي‌كنند اين كار نشانه ناتواني آنها در حل مشكلات‌شان است. آمار دختراني كه براي تصميم‌گيري در مورد ازدواج به ما مراجعه مي‌كنند يا پس از ازدواج براي حل مشكلات‌شان مشاوره مي‌كنند خيلي بيشتر از پسران است. در اين موارد، مشاور تا جايي كه امكان داشته باشد به آن خانم كمك مي‌كند، اما واقعيت اين است كه مشاوره وقتي ثمربخش‌تر است كه هر دو طرف در آن حاضر شوند و صرف اين‌كه ما يكي از طرفين را تغيير دهيم مشكل را ‌از اساس حل نخواهد كرد.»
در برخي پرونده‌ها، وقتي زن به مشاوره ازدواج يا خانواده مراجعه مي‌كند، اختلافات خانوادگي شدت مي‌يابد و نه تنها مرد كه ديگر اعضاي خانواده هم زن را مورد سرزنش قرار مي‌دهند. در نتيجه در خيلي از موارد زنان به صورت پنهاني به مشاور يا روان‌شناس خانواده مراجعه مي‌كنند.

چرا به مشاوران اعتماد نداريم؟
اين كه چرا هنوز اعتماد كاملي به نقش مشاوره در ازدواج يا ارتباط درون اعضاي خانواده وجود ندارد، امري است كه پاسخ آن را بايد از مقالات و پژوهش‌هاي موجود يافت. يك دليلش اين امر اين است كه نگاه به روان‌شناس درست نيست و بسياري از افراد تصور مي‌كنند با مراجعه به روان‌شناس ناچارند دارو مصرف كنند. در واقع هنوز عده زيادي تفاوت روان‌شناس و مشاور و روانپزشك را نمي‌دانند.
مشكل ديگري كه خيلي از زن و شوهرهاي جوان را از مراجعه به مراكز مشاوره باز مي‌دارد هزينه بالاي اين مشاوره‌هاست. عوامل مختلفي باعث مي‌شوند حق مشاوره در مراكز مختلف تفاوت زيادي داشته باشد، شهرت مشاور كه گاهي به دلايل كاذبي به دست مي‌آيد و به طور قطع دليل برتري او بر ديگران نيست، محل جغرافيايي مركز مشاوره و بالاي شهر و پايين شهر بودن آن و دلايلي ناشناخته ديگر بر هزينه هر جلسه مشاوره اثر مي‌گذارند. در حال حاضر حق مشاوره از جلسه‌اي 20 هزار تومان تا 80 هزار تومان متغير است و از آنجا كه مراجعه به مشاوره به يك جلسه ختم نمي‌شود و براي نتيجه بخش بودن آن نياز است چند جلسه مستمر وجود داشته باشد، سنگيني هزينه‌ها براي زوج‌هاي جوان باعث مي‌شود از مراجعه به مشاوران خودداري كنند. رعايت نشدن تعرفه‌هاي مصوب و دريافت وجوه اضافي از مراجعه‌كنندگان، يكي از عوامل پرهيز افراد براي مشورت با متخصصان است. تعرفه اين مشاوره چه در خصوص خانواده،‌ ازدواج و مشكلات روحي رواني تابع قوانيني است كه وسع مالي خانواده‌ها، توان تامين آن را ندارد.
از طرفي، بعضي از جوانان حرف‌هاي مشاوران را آرماني و دست‌نيافتني و حتي تكراري مي‌دانند و نمي‌خواهند دوران نامزدي خود را به خاطر قضاوت‌هاي به گفته آنها نادرست مشاور خراب كنند، چون در بسياري موارد مشاوران به جوانان هشدار مي‌دهند با وجود علاقه زياد ميان دختر و پسر، ازدواجشان به صلاح نيست و با توجه به اين‌كه كفه احساس براي بسياري از جوانان سنگين‌تر از كفه منطق است، پذيرش چنين حرف‌هايي برايشان دشوار است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 12:38  توسط حیدر کریمی | 

12 روش براي خوشحال تر زيستن

فـردي درزنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند نبوده است. اما ناخرسندي مزمن مي تواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانيد مـيزان خوشحالي خود را كنترل نماييد. بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنيـد تا احساس و ظاهر بهتري به دست آوريد.

دراين قسمت نكته هاي وجود دارند كه شمارا در اين كار ياري مي نمايند:

1- خوش بين باشيد. بـه زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد. بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند.

2- ديد وسيعي داشته باشيد. اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد، خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد.

3- سپاسگزار باشيد. از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تبريك بگوييد. بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد. به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد مي شويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باشيد.

4- از زندگي لذت ببريد. به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت مي بريد: اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـد، خريد برويد. براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد.

5- از جسم خود مراقبت نماييد. خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد. هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود.

6- برنامه هاي خود را تغيير دهيد. برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد. بـراي فـعاليتهاي
ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.

7- با مردم در تماس باشيد. آيا بخاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟ براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.

8- خلاق باشيد. روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شامل كاردسـتي، باز سازي، نقاشي، ترسيم
كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد. مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد، اگـر زماني را براي انجام فعاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.

9- براي خود همدمي پيدا كنيد. تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد.

10- با كسي صحبت نماييد. يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد. چرا كه مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد.

11- تخيل كنيد. آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت.

12- بخشنده باشيد. شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي (يـا خودتان) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهـيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نمي توانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد.

نگران نباشيد، خوشحال باشيد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 14:26  توسط حیدر کریمی | 

نام :حسین

لقب : سید الشهداء

کنیه : ابو عبدالله

نام پدر : علی (ع)

نام مادر : فاطمه (س)

تاریخ ولادت : 3 شعبان

محل ولادت : مدینه

مدت امامت : 11 سال

مدت عمر : 57  سال

تاریخ شهادت : 10 محرم

علت شهادت : عدم بیعت با یزید

نام قاتل : شمر بن ذی الجوشن

محل دفن : کربلا معلی

  امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیهم السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان  دیده به جهان گشود آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر بزرگترش امام حسن (ع) فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را  درمدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول (ص) و سی سال در کنار امیرالمومنین (ع) و ده سال با امام حسن (ع) گذراند.  و در سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع)  امامت شیعیان را بر عهده گرفت .


امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:
1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.
2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری» 

 در روایت دیگری، فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 « وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

 

یکی از ویژگی‌های امام حسین ( ع )  این است که جبرئیل مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر گرامی آورده است.


امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.»

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد.

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد.»
آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می فرمایند که :
وقتی امام حسین (ع) به ‌دنیا آمد، خداوند به جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و  ولادت حسین (ع) را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

 جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:
وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.
 


پيام حضرت امام خمينى( ره ) به مناسبت روز پاسدار

حضرت امام خمینى ره نیز در سوم شعبان سال 1358  به مناسبت ولادت امام حسین( ع ) در پیامی  سوم شعبان را روز پاسدار نامیدند.

بسم الله الرحمن الرحيم
روز مبارك سوم شعبان المعظم را كه روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام است به عموم هم ميهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريك عرض و بحق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است، پاسدارى كه هرچه داشت، در راه هدف اهدا كرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد... اگر فداكارى پاسداران عظيم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى شد و زحمات نبى اكرم (ص) و اصحاب فداكارش به هدر مى رفت...همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسداری اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسداری از عدالت باشد.پاسداری از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسداری از عدالت کند...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 17:10  توسط حیدر کریمی | 

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان  کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کیست که با ما سفر کند ؟                      کیست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .

از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زیرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ایستگاه بهشت رسید.پیامبر گفت :‌اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند . اما اینجا ایستگاه آخرین نیست .

مسافرانی که پیاده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورد  بر شما ٬ راز من همین بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد.و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید ٬ دیگر نه قطاری بود و نه مسافری.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:15  توسط حیدر کریمی | 
 
برگزاري دومين جشنواره گيلاس چيني در قزوين


همزمان با فرا رسيدن فصل تابستان و زمان برداشت محصول، دومين جشنواره گيلاس چيني در روستاي خشكه‌چال از توابع استان قزوين برگزار مي‌شود.

دبيراجرايي جشنواره گيلاس گفت: دومين جشنواره گيلاس چيني در روستاي خشكه‌چال واقع در الموت شرقي در استان قزوين فردا با حضور مديران اين استان برگزار مي‌شود.
عليرضا بهرامي در گفت‌وگو با ايلنا با اعلام اين خبر گفت: همزمان با فرا رسيدن فصل تابستان و زمان برداشت محصول، دومين جشنواره گيلاس چيني در روستاي خشكه‌چال از توابع استان قزوين برگزار مي‌شود.
وي يادآور شد: اين جشنواره عصر روز پنج‌شنبه با شركت جمع كثيري از باغداران منطقه، مسوولان محلي و دوستداران گردشگري و طبيعت در الموت شرقي و در ميدان روستاي خشكه‌چال برگزار خواهد شد.
بهرامي افزود: در اين جشنواره شركت‌كنندگان ضمن آشنايي با انواع ميوه گيلاس كشت شده در منطقه، از نزديك در جريان مرحله برداشت محصول گيلاس قرار گرفته و با خواص دارويي و غذايي اين ميوه آشنا مي‌شوند. البته در اين جشنواره اجراي موسيقي محلي به دليل برگزاري همزمان يادواره شهداي خشكه چال برگزار نخواهد شد و جمعي از مسوولان محلي به صورت نمادين به چيدن خوشه‌هايي از ميوه گيلاس پرداخته و برداشت اين محصول از باغات منطقه به صورت رسمي آغاز مي‌شود.
رييس سازمان جهاد كشاورزي قزوين گفت: برگزاري اين جشنواره گامي مهم براي اعلام آمادگي پذيرايي از مسافران تابستاني و نيز در راستاي معرفي يكي از مهم‌ترين جاذبه‌هاي گردشگري منطقه است.
بهرامي افزود: اين جشنواره نقش اساسي در توسعه اكوتوريسم و توريسم باغداري در استان خواهد داشت.
وي خاطرنشان کرد: اين استان با 486 هزار هکتار زمين کشاورزي و با کمتر از يک درصد خاک کشور، بيش از 3 درصد توليدات اين بخش را به خود اختصاص داده است.
وي اظهارکرد: اين استان سالانه بيش از 3 ميليون تن محصولات زراعي، باغي و دامي توليد مي‌کند که از اين حيث جزو 10 استان برتر کشور در توليد محصولات بخش کشاورزي محسوب مي‌شود.
رييس سازمان جهاد کشاورزي قزوين کل بهره‌برداران بخش کشاورزي اين استان را 80 هزار و 415 بهره‌بردار برآورد کرد و گفت: توزيع کاربري اراضي زير کشت استان قزوين 94/23 درصد است که از اين نظر استان قزوين در مقايسه با ساير استان‌ها در رتبه هشتم قرار دارد.
وي تصريح كرد: 400‬ هكتار از باغات قزوين به زير كشت محصول گيلاس و آلبالو رفته است و هرساله در صورت مساعد بودن شرايط جوي بخش قابل توجهي از اين محصولات از باغات اين منطقه تامين مي شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 18:4  توسط حیدر کریمی | 

آداب و رسوم ازدواج در تهران قدیم

یکی از اعتقادات در رابطه با بخت گشایی این بود که وقتی فرد پنبه زنی را به داخل خانه برای کار می آوردند .

نتظر می شدند تا پنبه زن به منظور انجام عملی برای مدتی دست از کار بکشد و در این هنگام فوراٌ دختر دم بخت خانه را دور از چشم پنبه بزن آورده و از توی کمان پنبه زنی عبورش می دادند و معتقد بودند که به زودی زه کمان وی پاره خواهد شد و به این ترتیب نیز بخت دخترشان باز می شود . در صورت پاره شدن چله کمان ، جازدن آن کار بسیار مشکلی برای پنبه زن ها بود و به همین خاطر پنبه زن ها سعی می کردند تا جایی که ممکن است کمانشان را رها نکنند تا دست هیچ دختری به آنها نرسد و باعث پاره شدن زه کمان آنها نشود .

برای بخت گشایی کار دیگری نیز می کرده اند و آن اینکه هر گاه درون خانه و یا در منزل همسایگان ، برای نذر گوسفندی می کشتند . مادری که می خواست هر چه زودتر دخترش به خانه بخت برود . چادر دخترش را به همراه مقداری پول و با یک کله قند به قصاب می داد و از وی می خواست که چادر دخترش را از درون روده گوسفندی عبور دهد و بر این اعتقاد بودند که دختر با سر کردن آن چادر ، به زودی بختش باز می شود .


از دیگر معتقدات مردم برای بخت گشایی و همچنین برآورده شدن دیگر حاجات خویش ، دوختن پیراهن مراد بوده است . این مراسم به این شکل بود که در روز بیستم و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل این منجم می باشد . زن ها آرایش کرده به مساجد می رفته اند تهرانی ها عموماٌ در مسجد شاه تجمع می کردند و با پارچه هایی که از قبل تهیه کرده بودند در بین دو نماز پیراهن مردا می دوختند و معتقد بودند که با پوشیدن این لباس کلیه حاجت های آنها از جلمه گشاده شدن بخت آنها برآورده خواهد شد و در بین بعضی از زنان این اعتقاد نیز بود که پارچه پیراهن ذکر شده را بهتر است که از پول حاصل از گدایی خریداری نمایند .

خواستگاری و بله بران

مراسم خواستگاری معمولاٌ بدین ترتیب بود که مادر داماد به چند تن از زنانی که کارشان پیدا کردن دختر بود می سپرد که اگر دختری را با شرایط مورد نظر وی در نظر دارند به وی معرفی کنند و یا درصدد پیدا کردن چنین دختری باشند . پس از مدتی یکی از زنان دختری را در نظر گرفته و به همراه یک یا چند تن از زنان خانواده داماد برای دیدن دختر مورد نظر سرزده به خانه او می رفتند دختر دم بخت بعد از مدتی با کاسه ای آب وارد اتاق خواستگاران می شد و آب را به آنها تعارف می کرد و پس از آن به کناری می نشست . در این هنگام یکی از خواستگاران که از همه با تجربه تر بود به طرف دختر رفته و چادر و یا چارقد دختر را کنار زده دستی به سر وی می کشید و موهای دختر را جابجا می کرد تا ببیند که مبادا دختر کچل باشد و موهاعاریه ای باشد . بعد از مطمئن شدن از موها ، شروع می کرد به بو کردن دهان و زیربغل و خلاصه تمامی بدن دختر ، که خدای ناکرده بوی بد ندهد . پس از انجام این تشریفات و مورد پسند واقع شدن دختر ، به خانه داماد برگشته و شرح ماجرا را توصیف می کرد و داماد نیز با شرحی که خواستگاران می دادند تصویر دختر را در ذهنش مجسم می کرد و آنگاه موافقت و یا عدم موافقت خود را اعلام می داشت .

در صورت موافقت داماد ، پدر وی به همراه چند تن از بزرگان فامیل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شیرینی می خوردند فردای آن روز مادر و خاله و عمو و دیگر کسان نزدیک داماد برای بله برون به خانه عروس رفته و راجع به مهریه و شیربها و روز عروسی و مسائلی دیگر نظیر آن صحبت می کردند . پس از چند روز از خانه داماد هدایایی به وسیله چندین مجمع به منزل عروس فرستاده می شد که وسایل درون مجمع ها معمولاٌ عبارت بودند از : یک عدد انگشتر با حلقه طلا ، یک کاسه نبات ، دو کله قند ، تعدادی لباس برای پدر و مادر و خود عروس که بسته به فصول سال از جنس های مختلف انتخاب می شده است . البسه ای که برای عروس فرستاده می شد معمولاٌ عبارت بود از : یک چادر ، یک پیراهن ، یک تنبان با دامن ، یک جفت کفش ، دو جفت جوراب ، یک یا دو عدد چادر ، ... و زیرجامه همچنین مقداری از میوه های فصل و شیرینی نیز جزو اصلی این هدایا به شمار می آمده است

خرید عروسی

 پس از خواستگاری و پسند طرفین و انجام مراسم بله برون ، را هر زمانی که طرفین موافقت کردند و مورد قبول واقع می شد و ایجاد اشکالی نمی کرد . جهت خرید وسایل عروسی تعیین می کردند . وسایلی که معمولاٌ در این زمان خریده می شد عبارت بود از : پارچه و با لباس دوخته شده ، آیینه و شمعدان ، وسایل آرایش عروس ، لباس های زیر برای عروس ، کفش و جوراب ، لوازم مربوط به سفره عقد و دیگر وسایل اینچنین ، نکته دیگر قابل ذکر آن که برای این خرید یک یا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب می شدند که معمولاٌ نیز در این خرید عروس و داماد شرکت نداشتند ( البته این قضیه جنبه همگانی نداشته و گاهی خود عروس و داماد شرکت می کردند ) و نمایندگان به سلیقه خود وسایل مورد نیاز را خریداری می کردند . در ضمن این نکته را نیز باید متذکر شد که خرج این دسته خریدها کلاٌ به عهده داماد بوده است .

جهازبران

چند روز قبل از عروسی و گاهی روز قبل از آن ، مراسم جهاز بران صورت می گرفت . برای جهاز بران چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجیر می شدند تا وسایل جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل کنند . علاوه بر طبق کش ها ، عده ای نقاره زن نیز استخدام می شدند تا در طول راه به هنرنمایی بپردازند . قبل از رسیدن گروه مزبور چند تن جلوتر به خانه داماد می رفتند و قسمتهایی از خانه داماد را که برای عروس در نظر گرفته شده بود ، نظافت کرده و به اصطلاح آب و جارو می کردند . هنگامی که جهیزیه در خانه داماد جای می گرفت . فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی که آورده بودند را نشان داماد می داد و از وی بابت آنها رسیدی دریافت می کرد که به آن سیاهه می گفتند . علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چی ها جزو وظایف داماد به حساب می آمد . طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند که نقل ها و پارچه های کف طبق ها را که برای تزئین تدارک دیده شده بود را برای خود برداند . وسایل جهیزیه طبق توافقی که قبلاٌ بین خانواده های عروس و داماد صورت گرفته بود تهیه می شد . به عنوان مثال گاهی عبارت بود از : دیگ ، قابلمه ، ملاقه ، آبکش ، مجمع های مسی ، آفتابه لگن و اسباب دیگری همچون رختخواب ، متکا ، پشتی ، پرده ، سماور ، بلور و علاوه بر همه اینها ، آینه و قرآن جزو اصلی مهمترین وسایل جهیزیه به شمار می رفته است .

حنابندان

سه یا چهار روز به عقد مانده حنابندان انجام می گرفت که اولین آرایش عروس را انجام می دادند .

آرایش عروس ( بزک عروس )

پس از پایان استحمام عروس را با ساز و ذهل به خانه می آوردند و در این هنگام مشاطه ای که از قبل فراخوانده شده بود شروع به آرایش عروس می کرد .

آرایش های گذشتگان در فرهنگ های فارسی تحت عنوان ( هر هفت ) معرفی شده است و هر هفت یعنی لوازم آرایش زنانه که در قدیم عبارت بود از هفت چیز : سرخاب ، سفیدآب ، حنا ، وسمه ، سرمه ، زرک ، غالیه و خال ، بنابراین هر هفت کردن به معنی آرایش کردن است و مترادف آن نیز همان اصطلاح هفت قلم آرایش کردن می باشد

مراسم عقد کنان

مراسم عقدکنان را معمولاٌ در خانه عروس انجام می دادند و برای انجام این امر اتاقی را در نظر می گرفتند که مراسم عقدکنان در آن اجرا می شد . قبل از شروع مراسم چند تن از زنان خوش سلیقه و خوشبخت فامیل ، برای تزئین سفره عقد در اتاق مزبور حاضر می شدند و با ظرافت خاصی اسباب سفره را در سرجای خود می چیدند .

اسباب سفره عقد عموماٌ عبارت بود از : نقل و شیرینی ، چند کله قند ، چند لاله یا جار ، گلابدان ، خنچه ، اسپند ، کاسه ای آب که رویش یک برگ سبز باشد و .... به هنگام عقد عروس را مقابل آیینه و رو به قبله می نشاندند و به هنگامی که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می دانستند که عروس خانم حتماٌ در آیینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آیینه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می سایید و در این هنگام فرد دیگری با یک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی کوک بر پارچه مزبور می زد . به هنگام این کار زیر لب می خواندند : دوختم ، دوختم ، زبان مادر شوهر ، خواهر شوهر ، جاری و پدرشوهر را دوختم .

بردن عروس

پس از جاری شدن خطبه عقد و مراسم عقد کنان چند ساعتی را به زدن ساز و رقص و شادمانی سپری می کردند . آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفیدی برای بردن عروس می آمدند . عروس را سوار بر اسب کرده و در جلوی آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نیز جاروکشان و سپس اسب عروس حرکت می کرده است . وقتی قافله عروس به خانه داماد می رسید باید داماد به پیشواز عروس می رفت و نارنجی به طرف وی پرتاب می کرد . اگر عروس می توانست نارنج را در هوا بگیرد نشانه آن بود که عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد . هنگامی که می خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسربچه نابالغی را آورده و یک بقچه حاوی نان و پنیر را به وی می دادند و بچه موظف بود که این بقچه را به کمر عروس ببندد و با این نان و پنیر عروس را روانه خانه داماد می کردند . وقتی که عروس می خواست پایش را در آستانه در خانه داماد بگذارد . فندق یا گردویی را زیر پایش قرار می دادند تا به این ترتیب هر گونه طلسمی که برای عروس شده از بین برود در هنگام ورود ، عروس زیر لب می گفت یا عزیزالله ، به این نیت که عزیز شوهرش بشود و در این موقع داماد باید با بالای سر در خانه برود تا عروس از زیر پاهای او عبور کند تا بدین طریق در زندگی بر سر عروس مسلط باشد در موقع ورود داما به اتاق عروس نیز ، کفش های عروس را در بالای در قرار می دادند تا بدین ترتیب عروس بر سر داماد مسلط باشد . بعد از اینکه عروس به خانه داماد وارد شد زن های فامیل می آمدند و شروع به شادمانی می کردند . آنان بر سر عروس و داماد مانند سرعقد نقل و پول می ریختند و می گفتند که هر گاه از این نقل دختر دم بختی بخورد به زودی بختش باز می شود .

مسأله دیگر اینکه داماد نیز می تواند در این مجلس زنانه حضور داشته باشد و بر این عقیده بودند که در این شب داماد به تمامی زنان محرم می باشد .

پاتختی و مادر زن سلام

یکی از مجالسی که پس از عروسی به اجرا در می آمد مراسم پاتختی بود که بلافاصله بعد از شب عروسی و در اولین صبح برگزار می شد . در این مراسم عموماٌ نزدیکان عروس و داماد شرکت داشتند و عده ای مطرب نیز دعوت می شدند تا برای شادمانی مهمانان هنرنمایی و نوازندگی کنند . همچنین در صبح بعد از عروسی ، داماد موظف بود که با مادر زن خود ملاقاتی داشته باشد و از او به خاطر دختر پاکی که به او داده تشکر کند .

پاگشا

مراسمی بود که چهل روز بعد از عروسی در خانه مادر عروس برپا می شد و در آن عروس و داماد و فامیل های نزدیک دو طرف شرکت داشتند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 17:52  توسط حیدر کریمی |